Pilot
C1اسمهوانورد، درحال پرواز، فرمان هواپیما
JadoLearn Dictionary
Pilot یعنی هوانورد. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
هوانورد، درحال پرواز، فرمان هواپیما
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
حلقهای، دایره وار، متحدالمآل
درحال پرواز، فرمان هواپیما، گردونهتیزرو
هوانورد، درحال پرواز، فرمان هواپیما
هوانورد، درحال پرواز، فرمان هواپیما
هوانورد، درحال پرواز، فرمان هواپیما
هوانورد، درحال پرواز، فرمان هواپیما
باسرتوپ زدن، رئیس، راس
خلبانی کردن، هواپیما ران، خلبان
مهره شطرنج، مرد، رجل
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
مهره شطرنج، مرد، رجل
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.