planschen
C2فعلغذای چسبناک، مشروب لزج، برفاب
JadoLearn Dictionary
planschen یعنی غذای چسبناک. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
غذای چسبناک، مشروب لزج، برفاب
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پارو زدن، غذای چسبناک، مشروب لزج
غذای چسبناک، مشروب لزج، برفاب
غذای چسبناک، مشروب لزج، برفاب
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
سرچشمه، منبع، مایه
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
مظایقه کردن، یدکی، زاپاس
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.