politische Gemeinde
C2اسمشهرداری، بلدیه، شهرداری بلدیه
JadoLearn Dictionary
politische Gemeinde یعنی شهرداری. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
شهرداری، بلدیه، شهرداری بلدیه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
صمیمانه گفتگو کردن، کمون، مزرعه اشتراکی
اهل محله، شهرداری، بلدیه
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.