prallen
B1فعلمواجه گردیدن، برخورد، تقابل
JadoLearn Dictionary
prallen یعنی مواجه گردیدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مواجه گردیدن، برخورد، تقابل
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مواجه گردیدن، برخورد، تقابل
نیرنگ زدن، کلاه برداری کردن، خدعه کردن
سیخک زدن، زخم چاقو، چاقو زدن
مواجه گردیدن، برخورد، تقابل
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
اسیر کردن، به تصرف درآوردن، تسخیر
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
فهرست، اسم، نام دادن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.