Puma
C2اسمنگارگر، نقشبند، رنگزن
JadoLearn Dictionary
Puma یعنی نگارگر. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نگارگر، نقشبند، رنگزن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نگارگر، نقشبند، رنگزن
نگارگر، نقشبند، رنگزن
نگارگر، نقشبند، رنگزن
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.