pur
C1صفتسیراب، سیر شده، اشباع شده
JadoLearn Dictionary
pur یعنی سیراب. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سیراب، سیر شده، اشباع شده
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
کم جمعیت، لاغر کردن، زیاد باریک شدن
لخت شدن، نمایان کردن، پتی
سیراب، سیر شده، اشباع شده
سیراب، سیر شده، اشباع شده
نپخته، خام، جریحه دار
تک و تنها، تکی، بلاوارث
ملامت نکردنی، سرزنش نکردنی، خالصانه
تک و تنها، تکی، بلاوارث
تک و تنها، تکی، بلاوارث
خمخانه، خرابات، شراب خانه
اطواری، مطلق؛ کامل؛ قطعی، رده
سیر، تام، آگندن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.