Quisling
C2اسمیاغی
JadoLearn Dictionary
Quisling یعنی یاغی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
یاغی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
یاغی
یاغی، طغیان کردن، عصیان گر
یاغی
یاغی
یاغی، یک وجب، عقربک
هتاک، کوبنده
یاغی
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.