rausgeschmissen
B1فعلمعاف کردن، معزول کردن، بیرونکردن
JadoLearn Dictionary
rausgeschmissen یعنی معاف کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
معاف کردن، معزول کردن، بیرونکردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
زیاده خسته کردن، اگزوز، پای در آوردن
معاف کردن، معزول کردن، بیرونکردن
معاف کردن، معزول کردن، بیرونکردن
معاف کردن، معزول کردن، بیرونکردن
معاف کردن، معزول کردن، بیرونکردن
معاف کردن، معزول کردن، بیرونکردن
معاف کردن، معزول کردن، بیرونکردن
معاف کردن، معزول کردن، بیرونکردن
معاف کردن، معزول کردن، بیرونکردن
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.