reinbuttern
B2فعلمتصف کردن، چیزی راوقف کردن، استعداد
JadoLearn Dictionary
reinbuttern یعنی متصف کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
متصف کردن، چیزی راوقف کردن، استعداد
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مسموم کردن، مشوب کردن، زهر
پیوست کردن، پونز زدن، میخچه
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
تلمبه زنی، پمپ کردن، پمپ
متصف کردن، چیزی راوقف کردن، استعداد
متصف کردن، چیزی راوقف کردن، استعداد
عقبی، پشت، افراشتن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
عمل آوردن، فر اوردن، تکامل پیدا کردن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.