Rennpiste
C2اسممدار، مدارگزینی، مدار مدارگزینی
JadoLearn Dictionary
Rennpiste یعنی مدار. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مدار، مدارگزینی، مدار مدارگزینی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
لخت کردن، برهنه کردن، برهنه شدن
ردیابی کردن، رد پا گرفتن، مدار
مدار، مدارگزینی
مدار، مدارگزینی
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.