ringen
B2فعلدست بگریبان شدن، کشتی گرفتن، دعوا
JadoLearn Dictionary
ringen یعنی دست بگریبان شدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دست بگریبان شدن، کشتی گرفتن، دعوا
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
دعوا، مصاف دادن، نبرد کردن
دست بگریبان شدن، کشتی گرفتن، جست وخیرز
تقلا کردن، دست وپا کردن، پیکار کردن
ستیز، ستیزه کردن، پرخاش کردن
دست بگریبان شدن، کشتی گرفتن
دست بگریبان شدن، کشتی گرفتن
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
عمل آوردن، فر اوردن، تکامل پیدا کردن
عقبی، پشت، افراشتن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.