schunkeln
C2فعلپشپشمباف، دلدل کردن، فتور پیدا کردن
JadoLearn Dictionary
schunkeln یعنی پشپشمباف. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پشپشمباف، دلدل کردن، فتور پیدا کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پروانه
پشپشمباف، دلدل کردن، فتور پیدا کردن
پشپشمباف، دلدل کردن، فتور پیدا کردن
غلت، غل خوردن، در غلتیدن
پشپشمباف، دلدل کردن، فتور پیدا کردن
پشپشمباف، دلدل کردن، فتور پیدا کردن
پشپشمباف، دلدل کردن، فتور پیدا کردن
پشپشمباف، دلدل کردن، فتور پیدا کردن
پشپشمباف، دلدل کردن، فتور پیدا کردن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.