sich winden
B1فعلدوران داشتن، مارپیچ رفتن، حلزونی
JadoLearn Dictionary
sich winden یعنی دوران داشتن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دوران داشتن، مارپیچ رفتن، حلزونی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
دوران داشتن، مارپیچ رفتن، حلزونی
دوران داشتن، مارپیچ رفتن، حلزونی
مار
مار
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
اسیر کردن، به تصرف درآوردن، تسخیر
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
فهرست، اسم، نام دادن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.