Sinken
B1اسمفروبرنده، فروبری، فروکش
JadoLearn Dictionary
Sinken یعنی فروبرنده. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فروبرنده، فروبری، فروکش
مقرر فرمودن، افول کردن، تعیین کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
انحطاط، رو به زوال بودن، کاهش
فروبرنده، فروبری، فروکش
شل کردن، باتورگرفتن، سخت کشیدن
پایان دادن، غایت، خاتمه یافتن
فاسد شدن، فاسدشدن، فاسدکردن
نشیب، دامنه، شیب
موضوع، مقوله، مبح
اغتشاش، تلاطم، جعبه
جعبه، غلاف، محفظه
انگیزه، انگیختگی، محرک
مقرر فرمودن، افول کردن، تعیین کردن
مقرر فرمودن، افول کردن، تعیین کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.