Spionage
C2اسمجاسوسی
JadoLearn Dictionary
Spionage یعنی جاسوسی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
جاسوسی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
جاسوسی
جاسوسی
جاسوسی
ندیده گرفتن، اغماض کردن، چشم انداز
جاسوسی
جاسوسی
جاسوسی
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.