spotzen
C2فعلبچهحلزون
JadoLearn Dictionary
spotzen یعنی بچهحلزون. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بچهحلزون
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بچهحلزون، گتر
منکوب کردن، منکسر کردن، گسیختگی
ساق پا، قلم پا، پوست انسان
بچهحلزون
بچهحلزون
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
سرچشمه، منبع، مایه
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.