stabil
C1صفتاستوار، غیر منقول، خوش بنیه
JadoLearn Dictionary
stabil یعنی استوار. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
استوار، غیر منقول، خوش بنیه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بافراط، بی نهایت، استوار
استوار، غیر منقول، جوانمرد
استوار، غیر منقول
استوار، غیر منقول
پرقوام، پایدار، موسسه بازرگانی
خوش بنیه، تنومند، قوی هیکل
فشرده، متراکم، تنگ هم
نمسار، نمناک، خفه کننده
خوش بنیه، تنومند، قوی هیکل
خوش بنیه، تنومند، قوی هیکل
خوش بنیه، تنومند، قوی هیکل
صوری، وارث مسلم، نمودار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.