Stadtmensch
C2اسمشهر، شهرک، آبادی
JadoLearn Dictionary
Stadtmensch یعنی شهر. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
شهر، شهرک، آبادی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
شهر، شهرک، آبادی
شهر، شهرک، آبادی
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.