Stau
C2اسماحتقان
JadoLearn Dictionary
Stau یعنی احتقان. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
احتقان
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
احتقان
احتقان
احتقان
احتقان
احتقان
احتقان
احتقان
احتقان، پشتیبانی کردن
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.