Suchtmittel
B1اسمدوا زدن، دوا دادن، دارو خوراندن
JadoLearn Dictionary
Suchtmittel یعنی دوا زدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دوا زدن، دوا دادن، دارو خوراندن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سبک بافت، پارچه، جسم دار
بیحس کننده، دوا زدن، دوا دادن
دوا زدن، دوا دادن، دارو خوراندن
دوا زدن، دوا دادن، دارو خوراندن
دوا زدن، دوا دادن، دارو خوراندن
دوا زدن، دوا دادن، دارو خوراندن
دوا زدن، دوا دادن، دارو خوراندن
دوا زدن، دوا دادن، دارو خوراندن
لوازم کار، بعهده گرفتن، طناب وقرقره
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.