Systemanalytiker
C2اسمتحلیل گر
JadoLearn Dictionary
Systemanalytiker یعنی تحلیل گر. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تحلیل گر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
موسس، برگزار کننده، برگزارکننده
موسس، برگزار کننده، برگزارکننده
تحلیل گر
تحلیل گر
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.