tanzen gehen
B2فعلمیدانی، سر دادن، آزادی بخشیدن
JadoLearn Dictionary
tanzen gehen یعنی میدانی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
میدانی، سر دادن، آزادی بخشیدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
منتشر، نشریه، نشر
فریادوهلهله آفرین، دلخوشی دادن، هلهله کردن
باور کردن، اعتقاد کردن، گمان کردن
بیربط ساختن، بیربطساختن، میدانی
میدانی، سر دادن، آزادی بخشیدن
میدانی، سر دادن، آزادی بخشیدن
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
عمل آوردن، فر اوردن، تکامل پیدا کردن
عقبی، پشت، افراشتن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.