Tatkraft
B1اسمرانندگی کردن، راندن، رانندگی کردن راندن
JadoLearn Dictionary
Tatkraft یعنی رانندگی کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
رانندگی کردن، راندن، رانندگی کردن راندن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بالا بر، فرازیدن، جر ثقیل
رانندگی کردن، راندن، بزور وادار کردن
بالا بر، فرازیدن، جر ثقیل
سرسپردگی، ممارست، تقاضا نامه
وقف، از خود گذشتگی، عبودیت
تیراندازی کردن، تیر انداختن، نار
محرک آنی
لوازم کار، بعهده گرفتن، طناب وقرقره
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.