Teil einer Kette
C2اسمعضو بدن، اندام، عضو بدن اندام
JadoLearn Dictionary
Teil einer Kette یعنی عضو بدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عضو بدن، اندام، عضو بدن اندام
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
لوله، نی زدن، ساقه توخالی گیاه
عضو بدن، اندام
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.