Television
C2اسمتلویزیون، ویدئویی، ویدئو
JadoLearn Dictionary
Television یعنی تلویزیون. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تلویزیون، ویدئویی، ویدئو
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تیوب، زیرزمینی، زیر زمین
تلویزیون، ویدئویی، ویدئو
تلویزیون، ویدئویی، ویدئو
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.