Tick
C2اسمریزی، ریزگی، کنه
JadoLearn Dictionary
Tick یعنی ریزی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ریزی، ریزگی، کنه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ردیابی کردن، رد پا گرفتن، سواره رو
ریزی، ریزگی، نخجیر
ریزی، ریزگی
کدورت، ریزی، ریزگی
نیش، گزش، خلش
چندین، کم وبیش، کمی از
دونی، خردی، کوچکی
ریزی، ریزگی، بوی
ریزی، ریزگی، بوی
ریزی، ریزگی، تند وتیزی
ریزی، ریزگی، دم
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.