transportieren
C1فعلجابجا سازی، انتقال دادن، نقل کردن
JadoLearn Dictionary
transportieren یعنی جابجا سازی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
جابجا سازی، انتقال دادن، نقل کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نقالی، نقل، ترابری
جابجا سازی، انتقال دادن، نقل کردن
جابجا سازی، انتقال دادن، نقل کردن
جابجا سازی، انتقال دادن، نقل کردن
آکولاد، بازور کشیدن، بزحمت کشیدن
بازور کشیدن، بزحمت کشیدن، یدک کش
بازور کشیدن، بزحمت کشیدن، یدک کش
اثر کردن، فعالیت کردن، تاثیر کردن
به همراه آوردن، آوردن، به چنگ آوردن
تشریف داشتن، بودن، قرارداشتن
تسعیر کردن
همکاری و کمک کردن، هم بخشی کردن، هدایت کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.