Unkultur
C2اسمبی رحمی، قساوت قلب، بی رحمی قساوت قلب
JadoLearn Dictionary
Unkultur یعنی بی رحمی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بی رحمی، قساوت قلب، بی رحمی قساوت قلب
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سخت دلی، ستمگری، مظلمه
بی رحمی، قساوت قلب، تطمیع
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.