unterbringen
C1فعلجا دادن؛ تطبیق دادن؛ فراهم کردن، فراهم کردن، مقعر کردن
JadoLearn Dictionary
unterbringen یعنی جا دادن؛ تطبیق دادن؛ فراهم کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
جا دادن؛ تطبیق دادن؛ فراهم کردن، فراهم کردن، مقعر کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اختلاط، داخل معده کردن، درهیختن
سوگند دادن، سوگند خوردن، ناسزا گفتن
احاطه شدن، احاطه کردن، محاصره کردن
جا دادن؛ تطبیق دادن؛ فراهم کردن، فراهم کردن، مقعر کردن
جا دادن؛ تطبیق دادن؛ فراهم کردن
جا دادن؛ تطبیق دادن؛ فراهم کردن، غلبه کردن، غالب آمدن
ماکولات، تدارک، تهیه
ابراز ایمان کردن، آشکارا گفتن، مقر آمدن
خاموش کردن، خاموش شدن، فرو نشاندن
فراهم کردن، مقعر کردن، مقرر داشتن
فراهم کردن، مقعر کردن، مقرر داشتن
عمل آوردن، فر اوردن، اختراع کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.