unterwegs sein
B2فعلسفر کردن، نوردیدن، راه پیمودن
JadoLearn Dictionary
unterwegs sein یعنی سفر کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سفر کردن، نوردیدن، راه پیمودن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
جا گذاشتن، خارج شدن، مرخصی
سفر کردن، نوردیدن، راه پیمودن
سفر کردن، نوردیدن، راه پیمودن
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
عمل آوردن، فر اوردن، تکامل پیدا کردن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
غلپیدن، عمل آمدن، بالا کردن
غیب شدن، ناپدید شدن، پرواز کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.