unvollkommen
B2صفتناقص، ناتمام، پر نشده
JadoLearn Dictionary
unvollkommen یعنی ناقص. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ناقص، ناتمام، پر نشده
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تهی کردن، پوک، خالی کردن
جبران ناپذیر، بی کفاره، خوب نشدنی
جنرال، ژنرال، کلی
غیر منصفانه، طرفدارانه، پاره کسر
ناقص، ناتمام، پر نشده
ناقص، ناتمام، پر نشده
ناقص، ناتمام، پر نشده
معادل، هم ارز، نظیر
معادل، هم ارز، نظیر
معادل، هم ارز، نظیر
معادل، هم ارز، نظیر
معادل، هم ارز، نظیر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.