Urkunde
B1اسمدستاویز، سند، ملاک عمل
JadoLearn Dictionary
Urkunde یعنی دستاویز. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دستاویز، سند، ملاک عمل
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
طلایه دار، پیشرو، مژده دهنده
نسخهخطی، دستخط، سند اصیل
نسخهخطی، دستخط، سند اصیل
دستاویز، سند، ملاک عمل
دستاویز، سند، ملاک عمل
تردد، آمد وشد کردن، ایاب و ذهاب
لوازم کار، بعهده گرفتن، طناب وقرقره
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
قایق رانی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.