ventilieren
C2فعلبخار پس دادن، بخار شدن، تبخیر کردن
JadoLearn Dictionary
ventilieren یعنی بخار پس دادن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بخار پس دادن، بخار شدن، تبخیر کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اکسیژن آمیختن، اکسیژن زدن، بخار پس دادن
بخار پس دادن، بخار شدن، تبخیر کردن
مربوط بودن، پروا، مواظبت کردن
سر بجیب فرو بردن، اندیشه کردن، سگالیدن
امن، ایمن، ایمن ساختن
تشخیص دادن، حرمت کردن، مبالات
اندیشیدن، انعکاس داشتن، منعکس ساختن
سر بجیب فرو بردن، اندیشه کردن، سگالیدن
احری، توکل پذیر، نیکو
پائیدن، پاس، ناظر بودن
بررسی کردن، آزمون کردن، تجزیه کردن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.