verdingen
B2فعلاحتکار کردن، بذل کردن، عوض دادن
JadoLearn Dictionary
verdingen یعنی احتکار کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
احتکار کردن، بذل کردن، عوض دادن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
جلا دهنده، جلادهنده، صیقل گر
مغفرت کردن، عفو کردن، آمرزیدن
سلب کردن، بالا بر، فرازیدن
احتکار کردن
احتکار کردن
سرایت، بسط، زبانه کشیدن
قدرت دادن، نیرومند کردن، وکالت دادن
فراهم کردن، مقعر کردن، مقرر داشتن
مواخذه کردن، مودب کردن، توبیخ و ملامت کردن
مقعر کردن، مقرر داشتن، مامور کردن
ملتزم کردن، صراحت داشتن، معین کردن
بذل کردن، عوض دادن، مبذول کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.