Verdorbenheit
C1اسمخطاکاری کردن، خطا کردن، معصیت کردن
JadoLearn Dictionary
Verdorbenheit یعنی خطاکاری کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
خطاکاری کردن، خطا کردن، معصیت کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نا زیبندگی، بی شرمی، بی نزاکتی
خطاکاری کردن، خطا کردن، معصیت کردن
خطاکاری کردن، خطا کردن، معصیت کردن
خطاکاری کردن، خطا کردن، معصیت کردن
مهره شطرنج، مرد، رجل
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
مهره شطرنج، مرد، رجل
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
فرمانروای مطلق، دیکتاتور، فرمانروای مقتدر
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.