verhindern
A2فعلدور کردن، اجتناب کردن، پرهیز کردن
JadoLearn Dictionary
verhindern یعنی دور کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دور کردن، اجتناب کردن، پرهیز کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
حرامکردن، نهی کردن، ممنوع کردن
مستقیم، بیواسطه، مدیریت کردن
دور کردن، اجتناب کردن، پرهیز کردن
دور کردن، اجتناب کردن، پرهیز کردن
دور کردن، اجتناب کردن، پرهیز کردن
دور کردن، اجتناب کردن، پرهیز کردن
دور کردن، اجتناب کردن، پرهیز کردن
ذخیره، محفوظ کردن، رزرو کردن
دست درازی کردن، درسنگرقراردادن، سنگر
خرس، دب، حمالی کردن
چفت، اشکالتراشی کردن، ایجاد مانع کردن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.