Vermeidung
C2اسمحذر، اجتناب، تحاشی
JadoLearn Dictionary
Vermeidung یعنی حذر. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
حذر، اجتناب، تحاشی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
حذر، اجتناب، تحاشی
دور کردن، اجتناب کردن، پرهیز کردن
حذر، اجتناب، تحاشی
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.