verschenken
C2فعلعطا کردن، بذل کردن، عطا کردن بذل کردن
JadoLearn Dictionary
verschenken یعنی عطا کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عطا کردن، بذل کردن، عطا کردن بذل کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بذل کردن، عوض دادن، مبذول کردن
بذل کردن، عوض دادن، مبذول کردن
وجود داشتن، موجود بودن، بودن
بربا درفتن، هرز، هدر
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
سرچشمه، منبع، مایه
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.