verschriftlichen
B1فعلدستاویز، سند، ملاک عمل
JadoLearn Dictionary
verschriftlichen یعنی دستاویز. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دستاویز، سند، ملاک عمل
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
صفحه، ضبط کردن، ضبط
مدون ساختن، دستاویز، سند
دستاویز، سند، ملاک عمل
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
اسیر کردن، به تصرف درآوردن، تسخیر
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
فهرست، اسم، نام دادن
شوخی کردن، سخنان نیشدارگفتن، شانه کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.