Versteifung
C2اسممهار یامحدود، تیر دار کردن، مهار یامحدود تیر دار کردن
JadoLearn Dictionary
Versteifung یعنی مهار یامحدود. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مهار یامحدود، تیر دار کردن، مهار یامحدود تیر دار کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تکیه گاه، نگاهداری، جانبداری
موج شکن، اسکله، پایه پل
آکولاد، مته دستی، فرح بخش
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.