verunstalten
C1فعلازشکل انداختن، بدشکل کردن، بدترکیب کردن
JadoLearn Dictionary
verunstalten یعنی ازشکل انداختن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ازشکل انداختن، بدشکل کردن، بدترکیب کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اعسار، افلاس، ورشکستگی
شکنج، پیچ دار کردن، انحنا
زیان رساندن، معیوب کردن، رو دادن
ازشکل انداختن، بدشکل کردن، بدترکیب کردن
ازشکل انداختن، بدشکل کردن، بدترکیب کردن
ازشکل انداختن، بدشکل کردن، بدترکیب کردن
متلاشی کردن، خرد کردن، داغان کردن
تخریب کردن، منعدم کردن، نابود ساختن
عمل آوردن، فر اوردن، اختراع کردن
عمل آوردن، فر اوردن، بیرون دادن
عمل آوردن، فر اوردن
عمل آوردن، فر اوردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.