Verwalter
B2اسمفرمدار، ادارهکننده، مدیر تصفیه
JadoLearn Dictionary
Verwalter یعنی فرمدار. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فرمدار، ادارهکننده، مدیر تصفیه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نیابت، پیشکاری، کارگزاری
فرمدار، ادارهکننده، مدیر تصفیه
سفیر، یلچی، عضو انجمن
فرمدار، ادارهکننده، مدیر تصفیه
فرمدار، ادارهکننده، مدیر تصفیه
معادل، هم ارز، نظیر
معادل، هم ارز، نظیر
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.