verzahnen
B2فعلقفل کردن، قفل، قفل کردن قفل
JadoLearn Dictionary
verzahnen یعنی قفل کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
قفل کردن، قفل، قفل کردن قفل
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تو گذاشتن، بر جسته کردن، تو رفتن
چفت، اشکالتراشی کردن، ایجاد مانع کردن
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
عمل آوردن، فر اوردن، تکامل پیدا کردن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
غلپیدن، عمل آمدن، بالا کردن
غیب شدن، ناپدید شدن، پرواز کردن
رهایی یافتن، گریز، فرار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.