Vibration
C2اسمنوسان، ارتعاش، نوسان ارتعاش
JadoLearn Dictionary
Vibration یعنی نوسان. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نوسان، ارتعاش، نوسان ارتعاش
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اثابت، اصابت کردن، اثر شدید
نوسان، ارتعاش
نوسان، ارتعاش
نوسان، ارتعاش، للطمه
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.