Volksvertreter
C2اسمعضو انجمن، عضو مجلس، سیاستمدار
JadoLearn Dictionary
Volksvertreter یعنی عضو انجمن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عضو انجمن، عضو مجلس، سیاستمدار
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سفیر، یلچی، عضو انجمن
عضو انجمن، عضو مجلس
عضو انجمن، عضو مجلس
عضو انجمن، عضو مجلس
عضو انجمن، عضو مجلس
عضو انجمن، عضو مجلس
سیاستمدار، ساؤس، سیاست باز
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.