Vollbringung
C2اسماکمال، اتمام، تکمل
JadoLearn Dictionary
Vollbringung یعنی اکمال. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
اکمال، اتمام، تکمل
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پایان یابی، پایان دهی، ختم
قطعنامه، نیات، جزم
گردن زنی، اجرا، اعدام
دستاورد؛ موفقیت؛ انجام، دستاورد؛ موفقیت، اکمال
اکمال، اتمام، تکمل
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.