Wanderarbeiter
C2اسمموسمی، فصلی، موسمی فصلی
JadoLearn Dictionary
Wanderarbeiter یعنی موسمی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
موسمی، فصلی، موسمی فصلی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
موسمی، فصلی
موسمی، فصلی
موسمی، فصلی
موسمی، فصلی
موسمی، فصلی
موسمی، فصلی
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.