Wandervogel
C2اسمرهنورد، رهرو، راه پیما
JadoLearn Dictionary
Wandervogel یعنی رهنورد. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
رهنورد، رهرو، راه پیما
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
رهنورد، رهرو، راه پیما
رهنورد، رهرو، راه پیما
رهنورد، رهرو، راه پیما
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.