Wange
B1اسملپ، عارض، لپ عارض
JadoLearn Dictionary
Wange یعنی لپ. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
لپ، عارض، لپ عارض
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
لپ، عارض
لوازم کار، بعهده گرفتن، طناب وقرقره
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
قایق رانی
قایق رانی
کلاهک
سقف، تاق، طاق
سقف، تاق، طاق
دست مایه، دارالسلطنه، دارالخلافه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.