Warlord
B1اسمعمده، باشی، فرمانده
JadoLearn Dictionary
Warlord یعنی عمده. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عمده، باشی، فرمانده
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عمده، باشی، فرمانده
عمده، باشی، فرمانده
لوازم کار، بعهده گرفتن، طناب وقرقره
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
قایق رانی
قایق رانی
کلاهک
سقف، تاق، طاق
سقف، تاق، طاق
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.